تبلیغات
شكوه ایرانی - اسپندارمذگان یا والنتاین ؟؟؟؟؟
 

!این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید     با ما تماس بگیرید     اینجا را صفحه خانگی خودتان کنید

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

تماس با مدیر

.

 


نویسنده

محمد و محسن ك(35)

 


موضوعات

عمومي(23)
تاریخی(12)

 


صفحات

 


مطالب پیشین

The Move 300

پای در پیش مبادا بنهید،

مذهب علیه مذهب

کو هم صدایی

نگاه به نماز در اسلام

قسمت رنگی را بخوانید اسلام

سنگ دین

تاثیرات مذهب بر وضع فعلی جامعه و همین طور تاثیرات مذهب پناهان بر این وضع

از اسلام اصیل بگوییم

لطفا حتما نظر بدید

اسپندارمذگان یا والنتاین ؟؟؟؟؟

سر مقاله

وطن یعنی....

ذوالقرنین كیست و چرا قرآن كریم به طور مشخص نام این فرد را ذكر نكرده است؟

ایران كهن، فرمانده نظم جهانی


 

لوگوی وبلاگ

لوگوی خود را در اینجا قرار دهید

 

لینکدونی
آرشیو لینكدونی

 

نظرسنجی

مکتب مورد علاقه شما
 


خبرنامه وبلاگ

 


جستجو


 

دوستان

سایت تخصصی آموزش ایرانیان
اوشیدرن

 

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :
افراد آنلاین: نفر
 
 

 کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و یا لینک دادن به وبلاگ مجاز می باشد .

 

 




 

اسپندارمذگان یا والنتاین ؟؟؟؟؟   ( عمومي , )

 

 

چند سالی است حوالی 26 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شه هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شه. همه جا اسم والنتاین به گوش می خورد...

...اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان...

روز پنجم اسفند روز "سپندار مزدگان"  نام دارد."سپندار مزد" لقب زمین است یعنی گسترانده،مقدس،فروتن ونماد عشق.زمین همچون مادر به همه عشق می ورزد.در این روز زنان ودختران بر تخت شاهی می نشستند و مردان ونامزدها ومعشوقه های آنان از آنها اطاعت کرده ،به آنان هدیه می دادند.

چرا باید محبوبترین مجلات ونشریات مربوط به جوانان مثل "چهلچراغ"  تمام صفحاتش را به روز والنتاین اختصاص دهد اما یک کلمه،فقط یک کلمه راجع به روز "سپندار مزدگان"  ننویسد؟

 

 

ملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگیش با جشن وشادمانی پیوند فراوان داشته است،به مناسبتهای گوناگون جشن می گرفته و با سرور وشادمانی روزگار می گذرانده است.به طوریکه حتی مطالعه تاریخ این ملت وبررسی آداب وسنتهایش،خشنود کننده ونشاط آفرین است.منش وروش زندگی ایرانیان نشان دهنده خلق وخوی،فلسفهء حیات و جهان بینی آنان است.

 حیف است حالا که سخن به اینجا رسید چند سطری درباره بهمنگان ننویسم و اشاره ای به  فرهنگ و طرز تفکر متعالی ایرانیان 2000 سال قبل ار میلاد مسیح نکنم!

می دانید که روزهای هفته وماه،هر کدام نامی داشتند.هرگاه نام روز با نام ماه مصادف میشد جشنی مرتبط با آن نام برگزار می شد.روز دوم هر ماه بهمن نام داشت وقاعدتا دوم بهمن،جشن بهمنگان یا بهمنجه برگزار میشد.این روز  بر اساس تقویم رسمی امروزی برابر با 26 دی است. "بهمن"  یعنی پاسدار حیوانات.در این روز ایرانیان بیش از هر روز دیگر به رعایت حقوق حیوانات و عدم کشتار آنها توجه داشته و به جای گوشت از آش،لبنیات،حبوبات و غذاهای گیاهی تناول می کردند.همه در این جشن لباس سپید می پوشیدند ودسته گلهای زیبای سپید به هم می دادند.با این عمل سمبلیک واستفاده از رنگ سپید که نماد پاکی است بیزاری خود را از ناپاکی وپلیدی وخونریزی وکشتار نشان می دادند!

جشن بهمنگان آنقدر با اهمیت بود که بزرگانی مثل ابوریحان بیرونی در این روز شاگردان خود را مرخص کرده،از تحقیق وتفحص دست کشیده به جشن وپایکوبی می پرداخت.

شاعران بسیاری در باب این روز سروده اند.مثلا فرخی گفته است:"فرخش باد وخداوندش فرخنده کناد/عید فرخنده و بهمنجه وبهمن ماه.

 

وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت  "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف كرده اند: "تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."

این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!

شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند. اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!

همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!

این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.

سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!

جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، برای شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!

همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.

چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"

اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!

 جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت  هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.

 

ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!

 برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.

شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم....

 

 

 

 

 





نوشته شده توسط محمد و محسن ك در چهارشنبه 26 بهمن 1384 ، ساعت 09:02 ق.ظ